قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1903
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و چهل و نهم از رحلت خير البشر ملك ارمن در اين سال متوجّه بلاد انطاكيه گشت و از زن و اطفال ايشان قريب به بيست هزار كس را اسير كرد . آخر الأمر ، در همين سال امراى او از وى منحرف شده او را در وقتى كه در خواب بود ، به قتل رسانيدند . منشأ قتل او اين بود كه او بسيار ظالم و جابر بود و در اين وقت زن قيصر سابق را كه خود كشته بود ، به عقد خود درآورده و آن زن را از شوهر اوّل دو پسر عاقل لايق سلطنت بود و او از ترس آنكه مبادا اين دو پسر با يكديگر اتّفاق نموده او را از ميان بردارند خواست كه ايشان را در بند نگاه دارند . و چون مادر ايشان اين معنى را فهميد پسران را خبر كرد و ايشان امرا را با خود متّفق ساخته او را بكشتند و برادر كلان را بر سرير سلطنت نشانيدند . و از جمله وقايع اين سال آنكه در افريقيه مغرب مردى بر المعزّ لدّين اللّه علوى خروج كرد كه او را ابو خزر « 1 » مىگفتند و جمعى كثير بر وى جمع شدند . چون المعزّ لدّين اللّه بر حقيقت حال او اطلاع يافت خود متوجّه دفع او شد . ابو خزر چون طاقت مقاومت او نداشت روى به گريز نهاد . المعزّ لدّين اللّه ، يوسف بلكر بن بربرى را به طلب او فرستاد . چون ابو جرز دانست كه جايى پناه ندارد كس پيش المعزّ لدّين اللّه فرستاده عذرخواهى نمود كه : بر حركات ناشايسته بسيار نادم و پشيمانم ، اميد كه امير المؤمنين از گناه من درگذرد . بنابراين ، المعزّ لدّين اللّه او را امان داده در سلك ملازمان خود منتظم گردانيد . و از جملهء وقايع اين سال آنكه قيصر روم به طرابلس رفت و والى طرابلس به قلعهء عرقه متحصّن گشت و روميان شهر طرابلس را سوخته متوجّه قلعه گشتند . چون والى طرابلس بر اهل آن شهر ظلم و تعدّى بسيار كرده بود در
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : ابو جرز . مراد ابو خزر زناتى است .